أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

163

قانون ( فارسى )

همه انواعش بهتر است . رنگش سفيد شيشه‌اى و به رنگ آسمانى نزديك است . بوى خوش دارد و بوى چاتلانقوش مىدهد . بهترين انگم ( شيره ) اين تيره از سقزيها شيرهء بنه و در درجهء دوم مصطكى است . چاتلانقوش بزرگ همان ( ضرو ) « 1 » مىباشد كه درختش را بنه گويند ( بطم ) . مزاج : بعضى گويند چنان كه در روغن گل قبضى و نرمش‌دهندگى هست در روغن چاتلانقوش نيز وجود دارد . و به درستى گرمايى كه چاتلانقوش مىدهد كم نيست و تا تر و تازه است كمتر خشكاننده مىباشد . و هرگاه تمام رسيده شود در سوم خشكنده است . شيرهء بنه گرم است و اندكى خشكى دارد . خاصيت : گرمىبخش ، نرمىبخش ، پالاينده ، قبض . شيره‌اش كه از شيرهء مصطكى تلختر است در گدازندگى مؤثرتر است . در شيره‌اش اندكى قبضى هست و بسيار زداينده است . و بازكننده خوبى است . مىرساند ، نرم مىكند . مواد را از ژرفاهاى تن به سوى خود مىكشد . و در اكثر حالات كار مصطكى را انجام مىدهد « 2 » . دود ثمر بنه همچون دود كندر بىآزار است . در روغن ثمر درخت سقز سه نيرو ( گرمى ، خشكى ، گدازندگى ) موجود و نيروى گيرنده نيز دارد . بعضى پندارند كه در روغنش تا اندازه‌اى سردى هم هست . آرايش : صورت را جلا دهد . لكه‌هاى سياه را از بين مىبرد . سقز درختى براى تركهاى صورت داروى خوبى است . ورم و جوش : شيره‌اش ورمهاى سخت را نرم كند و مىرساند . زخم و قرحه : گرى و قوباء را از بين مىبرد . شيره‌اش در مرهمهايى كه براى پاك كردن زخمها و خشك گردانيدن ريم و چرك مىسازند وارد است . قرحه‌هاى رويهء پوست را بهبودى بخشد ، در علاج خارش قرحه و گرى چركين و گرى بلغمى و جوشهاى بلغمى سودمند است . مفاصل : روغنش جزيى از مرهمهاى ضد خستگى و فالج و دهان‌كجى است . سر : شيره‌اش همراه عسل و روغن زيتون رطوبتهاى گوش را از بين مىبرد . چشم : دودش به چشم آيد خورهء پلكها را علاج كند و از ريزش مژه جلوگيرى مىنمايد . سينه : ماليدن يا ضماد آن در مداواى پهلودرد مفيد است . شيره‌اش را تنها يا همراه شيرينى بليسند قرحهء شش و سرفهء مزمن را بر طرف مىكند . اندامان غذا : ميوهء درخت سقز و بويژه روغن دانه‌اش داروى طحال است و سينه را تنقيه كند « 3 » ليكن اشتهاى طعام را از بين مىبرد . اندامان دفعى : ثمر بنه هيجان‌انگيز است و بول را ادرار دهد . شيره‌اش نيز ادرار آرد . به اندازهء فندقى يا گردويى شيره‌اش را ناشتا بخورند اندرون را پاك كند و گرده را جلا بخشد . زهرها : شيره و ثمرش همراه شراب نوشند پادزهر رتيل است . حرباء ( آفتاب‌پرست ) : گويند خونش موى كه از چشم مىكشند از بازروييدن بازمىدارد . گويند تخمش سم قاتل است و در كتاب چهارم شرح داده شده است . حية ( مار ) : مار انواع مختلف دارد و بسيارند . براى استفادهء درمانى مار را با آب و نمك و شبت مىپزند و

--> ( 1 ) - در فصل بيست و هفتم ( ضرو ) جداگانه آمده و نمىگويند ثمرش بطم است . ؟ ! ( 2 ) - و در اكثر حالات كار كندر صنوبر را انجام مىدهد ( نسخهء ديگر كتاب ) . ( 3 ) - كبد را تنقيه كند ( نسخهء ديگر كتاب ) .